حلقه ی طلایی
زندگی کتابی است پر ماجرا ، هیچگاه آن را به خاطر یک ورقش دور نینداز . . . 
قالب وبلاگ
نويسندگان

وقتی که با دوچرخه ی کوهستانم رکاب میزدم هیچ مانعی نمیتونست راهمو سد کنه!از هر چیزی میپریدم و بالا میرفتم!زمین هم میخوردم و زخمی میشدم ولی موانعو رد میکردم با هر سختی که ای بود!

ولی الآن که کورسی سوار شدم تو جاده و خیابون ها با سرعت رکاب میزنم!با سرعت از هر چیزی رد میشم و فقط حواسم به یه خط صاف و راه مستقیم هست و با سرعت از ماشین ها و جاده ها و آدما و ساختمونا رد میشم و چیزی نمیتونه جلومو بگیره!

از این دوتا آموختم که تو زندگی همه چیز گذراست و آدم نباس خودشو خیلی به دنیا وابسته کنه و اینکه تو هر شرایطی و با هر سختی ای میتونه از تمام موانع رد بشه!

زندگی زیباست درسی است همیشگی و امتحانی سراسری و فقط آدم های قوی از پسش بر میان پس با سرعت زیاد بگذر و از موانعت بپر و نا امید نشو!

(DR-1)

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ] [ DR-1 ]

سلاااااام لبخندخووویبین ؟!؟!چه خبر احوالتون چطوره من نبودم خوش گذشت؟!؟!نیشخند عیدتون پس پس مبارک نیشخند

راستش دیدم که داره بیش از حد گ..ادیم عود میکنه گفتم یه همتی کنم و جلوشو بگیرممژه...البته فوش ها و دعواهای بعضیا هم موثر بودش که از صمیم قلب ازشون ممنومبغل

خب دیگه چه خبر؟! میدونم که الآن دیگه داره نزدیک خرداد میشه و همه زدین تو خط خرخونی و 100 البته من هم از این قاعده مستثنی نیستم یولو باس اون گندی رو که ترم اول زدمو جمو جور کنمچشم!واااای خرداد!!!نهایی!!!گریه

آهان راستی یه خاطره از بچگیم به ذهنم رسید که بگمنیشخند!اگه اشتباه نکنم چارم پنجم دبستان بودم که یه روز قرار بود که یکی از دوستای مامانم بیاد خونمون!از اون آدم حسابی ها هم بودعینک!از قضا اون موقع ها داشتن روبروی خونه ی ما یه خونه ی دیگه میساختن!آقا چشمتون روز بد نبینه همون روز یکی از اون اتباع خارجیه افغانیه عزیز اومد رید جلوی در خونه ی ما سبزخنده

اونم از نوع اسهالیشقهقهه...قشنگ به اندازه ی یه قابلمه ی خیلی بزرگ پهن شده بود و مگس ها هم روش جشن عروسی گرفته بودنهورا!عجب بوییم میداداسبز!بوش به اندازه ای بد بود که تصور کنید 10 تا آدم باهم که اسهال داشته باشن باد معده در بدنخنده!

بهش که فکر میکنم از خنده میترکمقهقهه!حالا این مهمون ماهم تا 1ساعت دیگه میومد خونمونوقت تمام.تو آپارتمان ماهم کسی مردش نبود که این ان کاریرو جمع کنهقهر!هرکیم میخواست از جلوی خونمو رد بشه کلا مینداخت از یه کوچه ی دیگه میرفتنیشخند!

خلاصه مادرم که دید اینجوریاست سریع منو احظار کرد و یه نگاهی بهم کرد و یه نگاهی به جارو خاک انداز و گفت پسرم کار خودته که این افتضاحو جمع کنیگاوچران!منم گفتم ای به روی چشم و جارو خاک اندازو برداشتمو رفتم پایین بعد یه نگاه به اون معجون سبز لجنی رنگ کردم(عجب رنگیم داشتاخنده) و یه نگاه به شلنگ آب کردم و پاچه هامو زدم بالا و شروع به کار کردمنیشخند...اول با خاک انداز تا اونجایی که میتونستم بساط عروسیه مگسارو بهم ریختم و با فشار آب زیاد گرفتم رو اون گه کاری ولی لامصب سفت شده بود و نمیرفتسبزو دوباره یه نگاه به خاک انداز عزیزم کردم و گفتم کار خودتهشیطان!خلاصه با خ.ا(همون خاک انداز منظورمه) افتادم به جون اون گند کاریه و تا اونجایی که تونستم کندمش و ریختمش تو باغچمون که درختامون قوت بگیرننیشخند!بقیشم با فشار آب زیاد تمییز کردم و دقیقا همون موقعی که عملیات تموم شداوه دیدم یه خانوم خیلی با کلاس عینک به چشم روبرو در خونمون از ماشین پیاده شد و اومد طرف در خونمون و زنگ زد رفت تونیشخند(بنده خدا منو نشناخت فکر کنم فکر کرده بوده که یه بچه کارگرم که دارم خونرو آب و جارو میکنممنتظر).بعدش منم حیاط و جلوی خونمونو یه تمیزی کردم و با لباس خیسو گهیو خاکیو بوی چیز دار اومدم خونه نیشخندو مامانم درو باز کرد و اومدم تو خونه!مادرم و دوستش مثل آدم ندیدها منو نیگاه میکردنعصبانی!خب البته حق هم داشتن واقعا از حالت انسان های متمدن خارج شده بودمابله ولی اون موقع ها بچه بودیم و چیزی حالیمون نبود خلاصه بعدش که ماجرارو تعریف کردم هممون زدیم زیر خنده و منم رفتم حموم!نیشخند

یادش بخیر از این خاطرات گند کاری زیاد دارم!اینم حکایت ماست!خیال باطل

فعلا خداحافظتون بای بای

[ پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ DR-1 ]

سلام به دوستا و رفیقای گلملبخند.به اونایی که مثل من از اوایل هفته مدرسرو تعطیل کردن و اونایی که هنوز در حال مدرسه رفتنننیشخند(دلتون بسوزه...هی بسوزیداز خود راضیزبان).خوب به سلامتیه هرچی سال نود بود امسال هم تموم شد.این آخرین پست من تو سال 90 هست.هورا

اوووووف دیشب چه شبی بودنیشخند.از اون شبا بوداشیطان.طبق معمول منو بریبچ هم مثل هر سال شروع کننده و تموم کننده ی جشنو رقصو آهنگو پایکوبیو بزن بکوبو بپرو کوه آتشفشان بودیمفرشته که در آخر برادرای بسیجی زحمت کشیدن زحمت مارو کم کردنو با ورودشون از اون همه ماشینو جمعیت زیاد فقط یه عده ی محدودی موندن که اونا هم با ملایمت بسیار زیاد برادرا مواجه شدن و یکسری دعواهای بسیار بسیار کوچیک رخ داد.مثل همیشه ی خدانیشخند

از شانسم دیشب اون رفیق عکاسم نیومد که از رکورد جدید پرشم فیلم بگیرهمنتظر.واسه همین به همین عکسای معمولی بسنده کردیم که مثل همیشه نا شناسم.نیشخند

دیشب انقد که ورجه وورجه کردیمو پریدیمو محلرو گشتیمو گذاشتیم رو سرمون پاهام هنوز درد میکنهنیشخند.خیلی خسته شدیمهیپنوتیزم.اوضاعه گوشامونم که ناجور.خدارو هزار مرتبه شکر که کسی تلفات نداشتیم آخولی خب نارنجکو(همه جور نارنجکی که فکر کنید جز نارنجک جنگی) و تنقلات و شیرینیجات دیگه موجود بود و کاملا مصرف شدنیشخند.از 3ماه قبلش هم بچها زحمت کشیده بودن هرچی چوبو درو تخته و هرچیز چوبی که تو شهرک بودو جمع کرده بودن.تشویق

دیگه حتی ماها طبق معمول از سیم ظرفشویی هم به عنوان مواد استفاده کردیم.نیشخندخنده

مراسم ماهم مثل مراسمای شماها بود فقط یه کوچولو بیشتر . . .نیشخندشیطان

از اولش که اومدیمو شروع کردیمو آتیش درست کردیمو سیم ظرفشویی آتیش زدیمو انواع نارنجک و مواد انفجاریو ترکوندیمو تا اونجایی که مردم به طور کامل جمع شدنو و آهنگو رقص عربیو کردیو ترکیو فارسیو تا موقعی که اومدنو جمعمون کردن یه 5 ساعتی طول کشیدو آخرش هم عیدو تبریک گفتیمو کامل تخلیه ی انرژی شدیملبخندنیشخندشیطان

خلاصه اینکه آخرش خیلی سوختیم با اینکه اوایل که داشتیم شروع میکردیم یه پلیس مهربانی اومد و گفتش که میانو جمعتون میکننو ماهم گفتیم باشه(البته از این باشه های 2012)از خود راضی ولی خب باز آخرش 4شنبه سوریمون با سوختن خودمون به پایان رسیدو حسابی خوش گذشت.هورانیشخند

اینم آخرین پستم.آخیش.به دلم بود که حتما آخرین پست 90دمو بزارملبخند.امیدوارم که مسافرتا بهتون خوش بگذره و عیدتونم پیش پیش مبارک.هورا

میسپارمتون به خدابای بای

اینم 2تا عکس نا قابل از دیشب که فقط اونی که بقل آتیش نشسته منم نیشخند

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٢٤ ] [ ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

به نام اون خدایی که گاهی وقتا مغز کوچیک و ناچیز ما آدما هنگ میکنه و ازش میپرسه که : خدایا تو که میدونستی دنیا پر از نابودی.نامردی.کثافت.بی بندباری و ... میشه!پس چرا آفریدیش؟!سوال

این واقعا یه سوال بزرگه که جوابش یه تامل زیادی میخواد.یول

خب من تقریبا بعد 2 ماهو خرده ای اومدم که یه آپ اساسی رنگی بکنم.اول از همه چیز تو ماه دی و بهمن تولد چندتا از رفقام بود که بهشون تبریک عرض میکنمهورا.چند وقت پیش هم مادربزرگ یکی از رفقام فوت کرد که واقعا از صمیم قلب بهش تسلیت میگم.افسوس

تو این چند وقت نه اینکه دوستان خیلی هی کامنت میذاشتن و جویای حال بودن(منظورم خرزو خانو دوستاشهچشم)منم گفتم که نامردیه که من جوابشونو ندمابرو.راستش تو این چند وقته خیلی اتفاقای زیادی افتاد که بعضیاش شیرین بود و بعضیاش تلخ.به قول معروف زندگی با همین پستی بلندیاشه که جذابهچشمک.بعضی موقعها خیلی کسل کنندست و یکنواخته ولی بعضی موقعها تو یه روز کلی ماجراهای جالبو باحالو خوب میوفته که آدم آرزو میکنه که اون روز هیچوقت تموم نشه.

مشالا از بس که هی تنبلی کردم و ننوشتم.حالا باس یه طوماره حسابی بنویسم که ترجیه میدم همه چیو خلاصه کنم.نیشخند

اول از همه چیز از محرم شروع میکنم.اون موقع به خودم میگفتم که احسان ولش کن و نمیخواد بری دسته و هیت چون انقد که مشالا دسته ها شده ایستگاهه دوست یابیه سیارتعجب.البته کیه که تو این دور زمونه از این چیزا بدش بیاد.مشالا چیزی که خیلی زیاده بی غیرتیه و حرمت شیکنی.واسه منه بچه سید خیلی این چیزا سنگینهآخ.خلاصه نرفتم ولی 2 روز آخر یکم بیشتر فکر کردم و گفتم امام حسین بخاطر خودت میرم و رفتم و اون 2روزو  فقط یه چیزی رو حمل میکردم و بهش ضربه میزدم که 2 برابر خودم بود.نیشخند

محرم گذشت و رفتیم تو ایام و روزای بسیار شیرین و به یاد موندنی و خیلی خیلی شیرین امتحانا که مشالا وقتی کارناممو دیدم اول یه دل سیر خندیدمخنده بعدش نمیدونم کارناممو کجا گمو گور کردمقهقهه.مشالا از بس که معلمامون کمک کرده بودن همه نمره ها درخشان بودنیشخندکلافه.انصافا بعضیا خوب کمک کرده بودن.بعضیا هم که کم کرده بودند بی شرفا ی فلان فلان شدهتعجب.یه دل سیر هم به اونا فوش دادیم.عصبانی

ولی تو دی یهو همه چیز گرون شدانگران...من یه گوشی خریدم الآن دیدم رفته رو 1.200 ولی لامصب عجب چیزیهانیشخند.آیفونو میذاره تو جیب راستشزبان.این اچ تی سی زپرتیا روهم میذاره تو جیب چپشاز خود راضی.تنها حالی که تو امتحانا کردم همین ... بود.نیشخند

امتحانا و دی هم هرچی که بود تموم شد.رفتیم تو بهمنو سر و صداهاش.این ماهو خیلی به تمرینام و بدنسازیام واسه رسیدن به یه حد عالی برای شرکت در مسابقات دوچرخه سواری ازافه کردمعینک.کلا ماه خوبی بود.مخصوصا روز 28-19-6*3 که یکی از شیرین ترین روزای زندگیم بود ولی خیلی تاسف خوردم که . . .(یه چیز بدی تو سرم)قهر

چقد زود گذشتافسوس!!!آدم وقتی میاد تو وبش مینویسه واقعا میفهمه که زندگی خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشو میکنه میگذره.پس خوبه آدم ازش خوب استفاده کنه و حالشو ببره و صفا سیتی عشقو حال بزن بکوبهورا و رقص باله با دوچرخم زباننیشخند

آخ جون داره عید میشههورا...ما که از 4شنبه سوری خودمون مدرسرو تعطیل میکنیمگاوچران.امسال میخوام رکورد پرش سال پیشمو بشکونم.خیال باطل

اصل زندگیه من اینه که فقط تلاش کنم که به اون چیزایی که میخوام برسم.مخصوصا   (( تور دو فرانس ))فرشته.برام دعا کنید دوستای گلم.ایشالا که شماهام به هرچی که دوست دارید برسیدچشمک.یه اصل تو زندگی رو هم رعایت کنید.همیشه تو هر کاری واسه خودتون یه حدی داشته باشید.چشمک

همتونو به خدا میسپارم و هر مناسبتی که بودرو پس پس بهتون تبریک میگملبخند.ایشالا که همیشه شادیه واقعی تو زندگیتون باشه و هیچوقت افسرده نباشید.فرشته

گاهی وقتا با وجدان خودتون به درون خودتون بنگرید.چشمک

فعلا خداحافظتون.((فقط به اون چیزی که دوست داری فکر کن))فرشتهبای بای

اینم چندتا عکس از بنده در حال . . .نیشخندعینک

[ شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱۳ ] [ ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ DR-1 ]
[ دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۳ ] [ ٦:٠۸ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمی توانستم یک استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یک سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول می کنم در غیر اینصورت از شما می خواهم ب......ه من نمره کامل این درس را بدهید.
استاد قبول کرد و دانشجو پرسید: آن چیست که قانونی است ولی منطقی نیست، منطقی است ولی قانونی نیست و نه قانونی است و نه منطقی؟
استاد پس از تاملی طولانی نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره کامل درس را به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتی استاد با بهترین شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسید و شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال دارید و با یک خانم 35 ساله ازدواج کردید که البته قانونی است ولی منطقی نیست. همسر شما یک معشوقه 25 ساله دارد که منطقی است ولی قانونی نیست و این حقیقت که شما به معشوقه همسرتان نمره کامل دادید در صورتیکه باید آن درس را رد می شد نه قانونی است و نه منطقیخندهنیشخند

×××××

طبق تحقیقات و بررسی دانشمندان اروپایی پنج راهکار برای زیباترین عروس سال شدن به شرح ذیل است:
.
.
.
.
.......
.
.
.
.
.
اعتماد به نفست منو کشته! فکر می کنی شوهر گیرت میاد که عروس سال بشی؟نیشخندخندهاز خود راضیزبان

×××××

 

کنکوری های عزیز ! هیچکس از شما توقع نداره ! امید امام هم به دبستانی ها بودخندهنیشخند

×××××

 

ترکه و لره داشتند ریاضى کار میکردن لره میپرسه دو دو تا ترکه میگه 6تا، لره یکم فکر میکنه میگه آها از اون راه رفتى!!؟نیشخندخنده

×××××

 

آدم های خوش قیافه رو میشه از 2 راه شناخت :::
1. کم حافظه ان...
2. دومیش چی بود؟؟ چی بود... اه یادم رفتعینک

مخلص همه...به زودی اگه حسش بود یه آپی بر بدن خواهم زد.گاوچران

[ شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

شب یلداتون مبارک...ایشالا که بهتون خوش بگذره و سالمو سرحال و خوشحال باشید!

برای منم دعا کنید.

شب یلدا شب زایش و تولد مهر است که به یادگار آن جشن برگزار می شود ، شب یلدا یا شب چله در ایران چندین هزار سال سابقه داشته که اولین روز زمستان و یا نخستین شب زمستان بوده که زایش خورشید ، تولد مهر و یا خورشید شکست ناپذیر بوده است در نظر گذشتگان روشنی و روز و اعتدال هوا از مظاهر نیک و موافق ایزدی بود و تاریکی و شب را نیز از اعمال اهریمن می پنداشتند ، معارض و ضد تاریکی ؛ روشنایی است به همبن مناسبت در شب ها آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی و شیطانی نابود شده و بگریزند . خورشید ، مهر یا میترا ؛ مسیح و نجات بخش جهان از تسلط اهریمن و نکبت بود هنگامی که آئین مهر از ایران در جهان متمدن کهن منتشر شد در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی به همین جهت این روز را که برابر با اول دی ماه بود به عنوان روز تولد مهر یا میترای شکست ناپذیر جشن می گرفتند اما هنگامی که کم کم مسیحیت در روم با فشار و ارعاب جا باز کرد چون متولیان کلیسا نتوانسستند با بر انداختن جشن تولد میترا در بیست و پنجم دسامبر غلبه کنند همان روز را زایش عیسای مسیح اعلام کردند که تا این زمان باقی مانده.

[ چهارشنبه ۱۳٩٠/٩/۳٠ ] [ ٥:٠٢ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتماست


باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظماست


این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهماست


گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است


گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است


در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانویغم است


جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدماست


خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

[ شنبه ۱۳٩٠/٩/٥ ] [ ۸:۱٧ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

سلام به همه ی دوستا و رفیقای گلممژه!!! امروز که نه ولی دیروز مورخ 23 آبان 1390 تولد اینجانب آقا احسان بودهورااز خود راضی!!!جاتون خالی خیلی خوش گذشتهورا!کادوها هم عالی بودن!بهترینشونم غلتکی بود که پدرم زحمتشو برام کشیده بودزباننیشخند!حالا عمرا بدونید غلتک چیهنیشخند!البته من بین کادوها فرق نمیذارما ولی کاربردی ترینش اون بوداز خود راضی

راستی عیدتون مبارک من که سیدمو باس بهتون عیدی بدمهورا!امروزم که همه این سینه ی مارو هی بوس میکردن میگفتن صواب داره!از همین جا به همتون یه 5 تومنیه نو عیدی میدم ایشالا که همیشه شاد و موفق باشید!چشمک

یه خبر دارم در حد تیم ملی که هفته ی بعد بهتون میگماز خود راضی!فعلا همتون به خدا میسپارم.

خداحافظبای بای

[ سه‌شنبه ۱۳٩٠/۸/٢٤ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

سلام به افتخار سلامتی ای که میار به افتخار همه ی دوستا و رفیقای گل خودم لبخند!!! خوبید؟!منم خوبم!یعنی خوب شدمنیشخند!چقدر که من باس عرق بریزم واسه ی بعضی کارا که ارزششو هم داره الحق والانصافچشم!حالا الآن موندین که من دارم چی میگم ولی کلا بیخیال چون سر در نمیاریننیشخند! بنده به شدت تکذیب میکنم تعطیلیه این وبلاگو قابل توجه خودمو خودتون که من کلا اخلاقم اینه اگه حال داشته باشم آپش میکنم حالم نداشته باشم تعطیلش میکنمنیشخند(فعلا به تعطیلیه اصلیش نرسیده)!اخلاقم اینه دیگه!البته فقط در مورد وبلاگم این جریان بر قراره!حالا خلاصه از این حرفایی که خودمم نفهمیدم چی شدش بگذریممتفکر.

اول از همه چیز عیدتون مبارک...فردا هم که تعطیله!آخ جونهورا!اون روزی که کلی درس سنگین داشتیم پیچونده شد!البته از اون ورش باس کلی خرخونی کنیم دیگهنیشخند!!!بنده امروز دنیا رو بهم دوباره دادن الآن خیلی خوشحالو شنگول منگولماز خود راضیهورا!!! جاتون خالی نشستیم داریم با دادش کوچیکه Battle Field 3 رو تموم میکنیم!عجب آدمای چپیزین این آمریکاییا.دیگه پرو شدن تو بازیاشون به ایران و تهران حمله میکنن!تعجبخوشگل همه ما ایرانیارو خراب کردن!خودشون ترکیدن حالا . . . ولش کن باز بحث سیاسیم گل کرد!عصبانی

اوه راستی 1 آذر مسابقات نوجوانان-جوانان دوچرخه سواری تو اندیمشک هستآخنیشخند!حالا برام دعا کنید که بتونم از موانعی که سر راه من به رفتن به این مسابقه هست رد بشمنگران!!!کلا برام دعا کنید.چون من تریپ شاد میزنم ولی در دل آدم آشوبی دگر است!

مهمترین چیز اینکه که دوشنبه ی هفته ی بعد یک روز خاصه!اگه حدس زدید؟!خوب پس الآن نمیگم.از خود راضیهورا

بازم عیدو بهتون تبریک میگم ایشالا که همیشه در پناه خدا سالم و سلامت و شادو خوشحال باشین!اگرم اهل دعا کردن هستید مارو یادتون نره!چشمک

براتون آرزوی موفقیت و پیروزی میکنم!فعلا خداحافظ همگیبای بای

[ یکشنبه ۱۳٩٠/۸/۱٥ ] [ ٩:٥٦ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

نه آقا مثه اینکه اینطوری نمیشهمتفکر...این رگه شیرازیه من خیلی عود کردهنیشخند . باس جلوشو بگیرم(فکر کنم منظورمو فهمیدیدنیشخند)

اینم از اولین حرکتماز خود راضی.فعلا اینو داشته باشین تا بعد.راستی قبل از بعد هرچیزی سلاممژه


بنده خدا داشته چایی هم میزده ، میبینه خیلی شیرین شده ، یه دور بر میگرده !!!متفکر

————————————————–

یک دستگاه الاغ مدل بالا
تیپ قاطر
سم اسپرت
ارتفاع تا زانو
دارای کارت یونجه
مصرف صدی یه مشت علف !
گردن هیدرولیک
دزدگیر مجیک جفتک
پالان چرمی
بوق عرعر بلبلی
طوسی متالیک
فروشی محصول ۲۰۱۱ شرکت غضنفر !خنده

————————————————–

حیف نون صبح از خواب بیدار می شه میره نون سنگک بگیره
می بینه شده ۶۰۰ تومن !
می گه :‌ اوه اوه! از اصحاب کهف هم بیشتر خوابیدم !قهقهه

————————————————–

این خرٍ درونمه که دوست داره !
وگرنه میدونی که خودم ازت متنفرم !از خود راضیزبانقهقهه

————————————————–

پیامک حیف نون به نامزدش :
با تو هرگز، بی تو اصلا، باهم عمرا !متفکرخندهنیشخند

————————————————–

قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت
دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم
برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره !قهقهه

————————————————–

ازدواج یعنی از دست دادن توجه تعداد کثیری از افراد
و بدست آوردن بی توجهی یک فرد !خنده

————————————————–

غضنفر میره کربلا بهش میگن سر قبر مختار هم رفتی ؟ کجا بود ؟ !
میگه آره ! قطعه هنرمندا !

————————————————–

اینایی که همه چیزو رو دسکتاپ سیو می‌کنن
همونایی هستن که از راه می‌رسن شلوارشونو پرت می‌کنن گوشه‌ی اتاق !(البته بجز منا)نیشخندعینک

————————————————–

می دونی چرا با ازدواج دین آدم کامل میشه ؟
چون تا قبل ازدواج فکر میکنه دنیا بهشته !
اما بعدش به جهنم اعتقاد پیدا میکنه !

————————————————–

غضنفر یه دوقولو میبینه بعد میزنه زیر خنده
میگن چرا میخندی ؟
میگه تابلوئه فوتوشاپه !

————————————————–

به دلیل افزایش قیمت نان به زودی :
ربع نون – نیم نون – تمام نون ( طرح قدیم برشته ) – تمام نون ( طرح جدید دورخمیری )قهقهه

————————————————–

به بنده خدا میگن اگه دنیا رو بهت بدن چکار می کنی ؟ میگه بی شعور من زن دارم !!

————————————————–

به بنده خدا میگن تابستون کجا میری ؟ میگه اگه امام رضا بطلبه میرم کیش !

 

[ دوشنبه ۱۳٩٠/۸/٩ ] [ ٩:٥٠ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]

دوستان عزیز به دلیل اینکه انگیزه و حسی دیگه برای نوشتن و ادامه دادن این وبلاگ وجود نداره تا اطلاع ثانوی تعطیلش میکنم ولی بهتون سر میزنم!!!

تا اطلاع ثانوی این وبلاگ تعطیل است.

[ شنبه ۱۳٩٠/۸/٧ ] [ ۸:۳۸ ‎ب.ظ ] [ DR-1 ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .
RSS Feed